محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6072
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كمى بيشتر از هزار نيز به دست آنها شد كه همه نصرانى بودند . شاه روم به آنها گفت : « هيچيك از شما را نمىپذيريم تا به محل مبادله برسيد هر كه مىخواهد او را به نصرانيت بپذيرم بايد از محل مبادله بازگردد و گر نه ضامن بدهد و با ياران خويش برود . » بيشتر كسانى كه نصرانى شده بودند از مغرب بودند و بيشترشان در قسطنطنيه نصرانى شده بودند . در آنجا دو زرگر بودند كه نصرانى شده بودند ، و با اسيران نكويى ميكردند . در ديار روم از اسيرانى كه شاه بدانها دست يافته بود بيشتر از هفت كس نماند ، پنج كس را از سقليه آورده بودند كه من عوضشان را دادم به شرط آنكه آنها را سوى سقليه فرستند و دو كس از گروگانهاى لولوه بودند ( 221 كه آنها را واگذاشتم و گفتم بكشيدشان كه آنها راغب نصرانيتند . در اين سال ، در ماه شعبان و رمضان ، بيست و يك روز در بغداد باران باريد چندانكه روى آجرها [ 1 ] علف روييد . در اين سال متوكل نماز عيد فطر را در جعفريه كرد ، عبد الصمد بن موسى نيز در مسجد جامع آنجا نماز كرد و هيچكس در سامرا نماز عيد نكرد . در اين سال خبر آمد كه در كوچه اى در ناحيهء بلخ كه منسوب به دهقانان بود خون تازه باريده است . در اين سال سالار حج محمد بن سليمان زينبى بود . محمد بن عبد الله طاهرى در اين سال حج كرد و اعمال ايام حج به دو سپرده شد . در اين سال مردم سامرا به روز دوشنبه قربان كردند ، به سبب ديدار هلال ، و مردم مكه به روز سه شنبه . ( 222 آنگاه سال دويست و چهل و هفتم درآمد .
--> [ 1 ] كلمهء متن اجاجير ، جمع آجر به صيغهء عربى .